ابزار منو ثابت

تصوير استاتيك

ذاکرولایت 110 در سایت ساماندهی پایگاهای اینترنتی وزارت ارشاد ثبت گردید ☫ذاکرولایت110☫ صفحه اصلی |  درباره ما |  ارتباط با ما |  تیترعناوین |  آر.اس.اس |  اوقات شرعی تهران |  پیوندها | 

                           ☫ذاکرولایت110☫

قالب وبلاگ
لینک همسنگران

جهت شرکت در موج وبلاگی لطفا کلیک نمایید

جهت شرکت در موج وبلاگی لطفا کلیک نمایید

جهت شرکت در موج وبلاگی بر روی تصویر بالا کلیک نمایید
خبرگزاری فارس: علت مخفی ماندن قبر امیرالمؤمنین(ع)/در تشییع پیکر امام علی(ع) چه کسانی حضور داشتند

قبر مطهر مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) صدها سال قبل از خودشان آماده اما مخفی بود؛ چرا که مدفن منور آن بزرگوار که توسط حضرت نوح نبی(ع) قرن‌ها پیش ساخته شده و آن حضرت به محل واقف بود و أحدی غیر از این بزرگوار مطلع نبود و ضمن وصیتش رمزی فرمود تا محل آن برای فرزندانش روشن شود.

پس از شهادت حضرت علی(ع) بر اساس وصیتش فرزندان ارجمندش شبانه آن نازنین بدن را غسل دادند و کفن کردند و به خاک سپردند. پس از انجام غسل و کفن به دستور امام حسن(ع) جز فرزندان امیرالمؤمنین و شماری از یاران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئیل و میکائیل و حسن و حسین(ع) از کوفه دور شد و بر سوی نجف (منطقه غری) رهسپار شد.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در ادامه به شرح این رویداد می‌پردازد:

در نقطه‌ای از آن سرزمین، جلو تابوت به زمین آمد و فرزندان آن حضرت نیز عقب آن را بر زمین نهادند و امام حسن(ع) همان گونه که پدر سفارش فرموده بود بر آن پیکر پاک نماز خواند پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته و پرداخته یافتند که سنگ نوشته‌ای نشان می‌داد که آن قبر را حضرت نوح(ع) برای بنده برگزیده و شایسته خدا، علی(ع) آماده ساخته است.

هنگامی که بر آن شدند تا آن پیکر مقدس را به درون قبر برند ندای منادی را از آسمان شنیدند که می گفت: «انزلوه الی التربة الظاهر، فقد اشتاق الحبیب الی الحبیب»، آن بدن پاک را بر زمین پاک نهید که دوست مشتاق دیدار دوست است».[1]

شیخ مفید در کتاب «الارشاد» خویش این گونه آورده است که: قبر آن حضرت(ع) بنا به وصیتی که کرده بود، مخفی ماند تا زوال دولت بنی امیه که دشمنی و کینه‌ورزی شدیدی نسبت به آن حضرت(ع) داشتند و چون قدرت به دست بنی‌عباس افتاد، در زمان امامت امام صادق(ع) توسط آن حضرت قبر مطهر جد بزرگوارش آشکار شد و امام صادق(ع) چون به پیش ابوجعفر منصور دوانقی (متوفی 158 هجری) دومین خلیفه عباسی می‌رفت، قبر جد بزرگوارش را زیارت کرد و آشکار نمود از آن به بعد شیعیان چون متوجه این امر شدند، به زیارت قبر مطهر حضرت علی(ع) شتافتند.[2]

و به این جریان شیخ ابوعلی طبرسی در کتاب «اعلام الوری بأعلام الهدی» اشاره کرده است.[3] در اینجا دو روایت که در رابطه با محل دفن است، اشاره می‌شود:

1. «ابی عمید» به سند خود می‌گوید: شخصی از امام حسین(ع) پرسید: جنازه امیرالمؤمنین(ع) را در کجا به خاک سپردید. فرمود: شبانه جنازه را برداشتیم و از جانب مسجد اشعث آن را بردیم تا به پشت کوفه کنار غریین برده و در آنجا به خاک سپردیم.

2. جابر بن یزید جعفی گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم جنازه امیرالمؤمنین(ع) در کجا دفن شد؟ فرمود: پیش از طلوع خورشید در جانب غریین به خاک سپرده شد و حسن(ع) و حسین(ع) و محمد حنیفه فرزندان علی(ع) و عبدالله بن جعفر (برادرزاده علی(ع)) وارد قبر شدند و جنازه را در میان قبر گذاردند.[4]

*ساخت بارگاه امام علی(ع)

چون قبر آن حضرت تا زمان امام صادق(ع) مخفی بوده، لذا قبل از آن کسی نمی‌توانسته بر آن قبر شریف بنا یا حرمی درست کند. اما بعد از اینکه موضع قبر آشکار شد، طبق برخی روایات که حکایت از آن دارد که قبر امام علی(ع) نخستین بار در زمان امام صادق(ع)، زمانی که امام طبق دعوت منصور دوانیقی عازم منطقه حیره بودند حصاری دور قبر کشیدند، مرقد امام پس از آن محل زیارت شیعیان آن حضرت می‌شد.[5]

البته در طول تاریخ با توجه به سیاست خلفا تغییر و تحولاتی در حرم امام صورت می‌گرفت، برخی از خلفا که از سیاست مذهبی استفاده می‌کردند، جهت جذب علویان به سوی خود و مهار کردن شورش‌های آنان در جهت آبادی حرم حضرت قدم بر می‌داشتند و شیعیان را هم در این کار آزاد می‌گذاشتند، ولی برخی از خلفا همچون متوکل عباسی نسبت به شیعیان سختگیری می‌کردند و اقدام به خراب کردن حرم ائمه(ع) می‌کرد.

اما با روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه و تسلط کامل آن‌ها در بغداد و شهرهای اطراف آن، زمینه را برای گسترش شهرهای مذهبی علویان از جمله نجف و رونق بخشیدن به حرم امام علی(ع) و کوچ علویان به آن شهر به تعمیر و ساختن بارگاه بر قبر امام علی(ع) و توسعه آن اقدام کردند و بر فراز مرقد مطهر امام گنبدی سفید بنا نهادند و در اطراف شهر دیوار کشیدند و برای اولین بار، برای حرم و بارگاه علوی چند حاجب و خادم تعیین کردند.[6]

بنابراین می‌توان گفت که اولین کسی که اقدام ساختن بنا بر حرم امام علی(ع) کرد، اصحاب امام جعفر صادق(ع) و به دستور آن حضرت این اقدام را عملی کردند، بعد از آن در دوره‌های مختلف توسط علویان تغییر و تحولاتی در آن صورت گرفت و در دوره آل بویه رونق بیشتری گرفت و بر بارگاه علوی گنبد بنا کردند و در دوره‌های بعدی از جمله دوره مغول و دوره صفویان و قاجاریان تغییراتی در بارگاه امام علی(ع) صورت گرفت.

*علت اصلی پنهان بودن قبر حضرت

وصیت امام(ع) این گونه بود که شبانه و مخفیانه دفن شود، چنانکه حضرت زهرا(س) به حضرت وصیت کرد که مخفیانه دفن شود و این وصیت‌ها دارای چند پیام هستند:

1. بیان مظلومیت اهل بیت

2. شناخته نشدن جایگاه آنان و پوشیده ماندن منزلت ایشان.

3. توجه به علت اصلی این مظلومیت در جریان تاریخ اسلام و توطئه‌های دشمنان بر علیه اهل بیت و استمرار این جریان.

4. همان طور که شخصیت علی(ع) در زمان خود مجهول بود و اکنون پس از قرن‌ها دانشمندان غیر مسلمان نیز تشنه درک حضور و عاشق سخنان و اندیشه‌های اویند، شناخت بارگاه و مرقد ملکوتی علی(ع) نیز نیازمند معرفت و شناخت است که اگر قبل از آن ظاهر می‌شد، مورد اهانت جاهلان واقع می‌شد از این رو پنهان بودنش بهتر بود.

5. به دلیل کینه و عناد بنی‌امیه و خوارج و دیگران به آن حضرت چنان که سال‌ها حضرت را در منابر خود ناسزا گفتند و بر علیه او تبلیغ کردند، از این رو اگر قبرش معلوم بود جسارت می‌کردند، از این رو سال‌ها در اختفای کامل بود و به جز ائمه و خواص شیعه کسی آگاه نبود.

*پی‌نوشت‌ها:

1-قزوینی، سید کاظم، امام علی(ع) از ولادت تا شهادت، مترجم علی کرمی، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، 1380ش، ص663ـ664.

2-شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت للحیاء التراث، چاپ اول، 1413ق، ج1، ص10.

3-شیخ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت الاحیاء التراث، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص312.

4- علامه حلی، نگاهی بر زندگی دوازده امام(ع)، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1370ش، ص65.

5-ارشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1380، ج9، ص492.

6- همان، ص457.

قبر مطهر مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) صدها سال قبل از خودشان آماده اما مخفی بود؛ چرا که مدفن منور آن بزرگوار که توسط حضرت نوح نبی(ع) قرن‌ها پیش ساخته شده و آن حضرت به محل واقف بود و أحدی غیر از این بزرگوار مطلع نبود و ضمن وصیتش رمزی فرمود تا محل آن برای فرزندانش روشن شود.

پس از شهادت حضرت علی(ع) بر اساس وصیتش فرزندان ارجمندش شبانه آن نازنین بدن را غسل دادند و کفن کردند و به خاک سپردند. پس از انجام غسل و کفن به دستور امام حسن(ع) جز فرزندان امیرالمؤمنین و شماری از یاران خاص آن حضرت، همه برگشتند و آن تابوت بر دوش جبرئیل و میکائیل و حسن و حسین(ع) از کوفه دور شد و بر سوی نجف (منطقه غری) رهسپار شد.

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در ادامه به شرح این رویداد می‌پردازد:

در نقطه‌ای از آن سرزمین، جلو تابوت به زمین آمد و فرزندان آن حضرت نیز عقب آن را بر زمین نهادند و امام حسن(ع) همان گونه که پدر سفارش فرموده بود بر آن پیکر پاک نماز خواند پس از نماز، تابوت را کنار زدند و با جا به جا کردن خاک، آرامگاهی ساخته و پرداخته یافتند که سنگ نوشته‌ای نشان می‌داد که آن قبر را حضرت نوح(ع) برای بنده برگزیده و شایسته خدا، علی(ع) آماده ساخته است.

هنگامی که بر آن شدند تا آن پیکر مقدس را به درون قبر برند ندای منادی را از آسمان شنیدند که می گفت: «انزلوه الی التربة الظاهر، فقد اشتاق الحبیب الی الحبیب»، آن بدن پاک را بر زمین پاک نهید که دوست مشتاق دیدار دوست است».[1]

شیخ مفید در کتاب «الارشاد» خویش این گونه آورده است که: قبر آن حضرت(ع) بنا به وصیتی که کرده بود، مخفی ماند تا زوال دولت بنی امیه که دشمنی و کینه‌ورزی شدیدی نسبت به آن حضرت(ع) داشتند و چون قدرت به دست بنی‌عباس افتاد، در زمان امامت امام صادق(ع) توسط آن حضرت قبر مطهر جد بزرگوارش آشکار شد و امام صادق(ع) چون به پیش ابوجعفر منصور دوانقی (متوفی 158 هجری) دومین خلیفه عباسی می‌رفت، قبر جد بزرگوارش را زیارت کرد و آشکار نمود از آن به بعد شیعیان چون متوجه این امر شدند، به زیارت قبر مطهر حضرت علی(ع) شتافتند.[2]

و به این جریان شیخ ابوعلی طبرسی در کتاب «اعلام الوری بأعلام الهدی» اشاره کرده است.[3] در اینجا دو روایت که در رابطه با محل دفن است، اشاره می‌شود:

1. «ابی عمید» به سند خود می‌گوید: شخصی از امام حسین(ع) پرسید: جنازه امیرالمؤمنین(ع) را در کجا به خاک سپردید. فرمود: شبانه جنازه را برداشتیم و از جانب مسجد اشعث آن را بردیم تا به پشت کوفه کنار غریین برده و در آنجا به خاک سپردیم.

2. جابر بن یزید جعفی گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم جنازه امیرالمؤمنین(ع) در کجا دفن شد؟ فرمود: پیش از طلوع خورشید در جانب غریین به خاک سپرده شد و حسن(ع) و حسین(ع) و محمد حنیفه فرزندان علی(ع) و عبدالله بن جعفر (برادرزاده علی(ع)) وارد قبر شدند و جنازه را در میان قبر گذاردند.[4]

*ساخت بارگاه امام علی(ع)

چون قبر آن حضرت تا زمان امام صادق(ع) مخفی بوده، لذا قبل از آن کسی نمی‌توانسته بر آن قبر شریف بنا یا حرمی درست کند. اما بعد از اینکه موضع قبر آشکار شد، طبق برخی روایات که حکایت از آن دارد که قبر امام علی(ع) نخستین بار در زمان امام صادق(ع)، زمانی که امام طبق دعوت منصور دوانیقی عازم منطقه حیره بودند حصاری دور قبر کشیدند، مرقد امام پس از آن محل زیارت شیعیان آن حضرت می‌شد.[5]

البته در طول تاریخ با توجه به سیاست خلفا تغییر و تحولاتی در حرم امام صورت می‌گرفت، برخی از خلفا که از سیاست مذهبی استفاده می‌کردند، جهت جذب علویان به سوی خود و مهار کردن شورش‌های آنان در جهت آبادی حرم حضرت قدم بر می‌داشتند و شیعیان را هم در این کار آزاد می‌گذاشتند، ولی برخی از خلفا همچون متوکل عباسی نسبت به شیعیان سختگیری می‌کردند و اقدام به خراب کردن حرم ائمه(ع) می‌کرد.

اما با روی کار آمدن حکومت شیعی آل بویه و تسلط کامل آن‌ها در بغداد و شهرهای اطراف آن، زمینه را برای گسترش شهرهای مذهبی علویان از جمله نجف و رونق بخشیدن به حرم امام علی(ع) و کوچ علویان به آن شهر به تعمیر و ساختن بارگاه بر قبر امام علی(ع) و توسعه آن اقدام کردند و بر فراز مرقد مطهر امام گنبدی سفید بنا نهادند و در اطراف شهر دیوار کشیدند و برای اولین بار، برای حرم و بارگاه علوی چند حاجب و خادم تعیین کردند.[6]

بنابراین می‌توان گفت که اولین کسی که اقدام ساختن بنا بر حرم امام علی(ع) کرد، اصحاب امام جعفر صادق(ع) و به دستور آن حضرت این اقدام را عملی کردند، بعد از آن در دوره‌های مختلف توسط علویان تغییر و تحولاتی در آن صورت گرفت و در دوره آل بویه رونق بیشتری گرفت و بر بارگاه علوی گنبد بنا کردند و در دوره‌های بعدی از جمله دوره مغول و دوره صفویان و قاجاریان تغییراتی در بارگاه امام علی(ع) صورت گرفت.

*علت اصلی پنهان بودن قبر حضرت

وصیت امام(ع) این گونه بود که شبانه و مخفیانه دفن شود، چنانکه حضرت زهرا(س) به حضرت وصیت کرد که مخفیانه دفن شود و این وصیت‌ها دارای چند پیام هستند:

1. بیان مظلومیت اهل بیت

2. شناخته نشدن جایگاه آنان و پوشیده ماندن منزلت ایشان.

3. توجه به علت اصلی این مظلومیت در جریان تاریخ اسلام و توطئه‌های دشمنان بر علیه اهل بیت و استمرار این جریان.

4. همان طور که شخصیت علی(ع) در زمان خود مجهول بود و اکنون پس از قرن‌ها دانشمندان غیر مسلمان نیز تشنه درک حضور و عاشق سخنان و اندیشه‌های اویند، شناخت بارگاه و مرقد ملکوتی علی(ع) نیز نیازمند معرفت و شناخت است که اگر قبل از آن ظاهر می‌شد، مورد اهانت جاهلان واقع می‌شد از این رو پنهان بودنش بهتر بود.

5. به دلیل کینه و عناد بنی‌امیه و خوارج و دیگران به آن حضرت چنان که سال‌ها حضرت را در منابر خود ناسزا گفتند و بر علیه او تبلیغ کردند، از این رو اگر قبرش معلوم بود جسارت می‌کردند، از این رو سال‌ها در اختفای کامل بود و به جز ائمه و خواص شیعه کسی آگاه نبود.

*پی‌نوشت‌ها:

1-قزوینی، سید کاظم، امام علی(ع) از ولادت تا شهادت، مترجم علی کرمی، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، 1380ش، ص663ـ664.

2-شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، مؤسسة آل البیت للحیاء التراث، چاپ اول، 1413ق، ج1، ص10.

3-شیخ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت الاحیاء التراث، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص312.

4- علامه حلی، نگاهی بر زندگی دوازده امام(ع)، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1370ش، ص65.

5-ارشاد، علی اکبر، دانشنامه امام علی(ع)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1380، ج9، ص492.

6- همان، ص457.

 


موضوعات مرتبط: اهل بیت علیه السلام
برچسب‌ها: امام علی ع
[ 93/04/28 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی



 بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان برابر با سالروز شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) است و از همین رو گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس اقدام به انتشار بسته پیشنهادی کتابِ موسسه کتابستان قم که حاوی ده کتاب خواندنی درباره امیرالمومنین علی (ع) بود، نموده است.

*«قدیس»

رمان «قدیس»، نگاهی تاریخی به بُعد حکومت‌داری حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در 5 سال دوران خلافت آن حضرت است. این رمان در اصل روایتی است از زندگی کشیشی که دوست دارد کلکسیونر کتب و اسناد خطی باشد و در این کار اشتیاق فراوانی برای جمع‌آوری کتاب‌های خطی دارد. خیلی‌ها بر این باور هستند که همیشه عشق آدم را نجات می‌دهد و حالا ما در رمان با همین پدیده مواجه هستیم. عشق کشیش به کتب خطی، او را به مردی تاجیک می‌رساند که می‌خواهد کتابش را بفروشد. اما همیشه در مسائلی که ارزش مادی داشته باشد، شیطنت هم وجود دارد. مرد تاجیک توسط یک عده جنایتکار کشته می‌شود و خانه کشیش هم مورد سرقت قرار می‌گیرد. این آغاز ماجرایی است که در نهایت کشیش را به مطالعه سرگذشت حضرت امیر(ع) علاقه‌مند می‌کند. کشیش مسیحی که در مسکو زندگی می‌کند، دوران کودکی و بخشی از زندگی‌اش را در بیروت گذرانده و اکنون نیز مجبور می‌شود برای حفظ جان خود به بیروت برود. جایی که هم برخی اقوام او در آنجا زندگی می‌کنند و هم دوستان محققی چون جرج جرداق نویسنده کتاب «الامام علی صوت‌العداله‌الانسانیه» انتظارش را می‌کشند. با سفر کشیش به لبنان، ماجراها شکل گیراتری به خود می‌گیرد و البته داستان وارد روایت های تاریخی می‌شود و نویسنده تلاش می‌کند وقایع تاریخی پیرامون بُعد حکومتی امام علی(ع) را یکی بعد از دیگری با پیچ‌وتاب‌هایی تعریف کند و همین موضوع باعث می‌شود که به نظر برسد نویسنده کمی از موضوع روایت اصلی داستان که در واقع خود کشیش مسیحی است دور شده است. کشیشی که در نوعی مظلومیت خاص قرارگرفته، اما به‌سوی حق رهنمون می‌شود و در می‌یابد که مظلومیت او در مقابل علی(ع) چیزی نیست.

رمان کنایه‌های فراوانی دارد که حکام نالایق کشورهای عربی را نشانه می رود و درست آنها را ادامه حکومت بنی‌امیه و بنی عباس معرفی می‌کند. در همین باب گفت‌وگوهای خاصی هم بین شخصیت‌های داستان صورت می‌گیرد. بخصوص گفت‌وگوی خواندنی کشیش و جرج جرداق در مورد حکومت در اسلام. باوجود اینکه نویسنده از ترکیب خوبی برای روایت زمان حال و زمان تاریخی رمان استفاده کرده و یک راست روایت های اصلی را در پیش‌گرفته و کتابش را نوشته است، اما می‌توان اقرار کرد که داستان بسیار هوشمندانه از پیچ‌وتاب های یک رمان پلیسی هم بهره برده و کلاً می‌توان گفت حاصل کار کتابی خواندنی و لذت‌بخش است. در پایان رمان، جنایتکاران مسکو دستگیر می‌شوند و کشیش با گنجی بزرگ در دل که در سفر بیروت یافته است به کشورش بازمی‌گردد و شاید عظمت همین گنج است که جابجایی چمدان‌های او در فرودگاه را چندان مهم جلوه نمی‌دهد!

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

«کشیش همان طور که فنجان قهوه در دستش بود پرسید: اگر داشتن حکومت دینی به معنای بقای دین نیست، پس چرا حاکمان دینی پس از علی اصرار به استقرار حکومت دین داشتند و حکومت را لازمه‌ دین می‌دانستند؟ مثل بنی‌عباس و بنی‌امیه که مدعی بودند نابودی حکومتشان مساوی نابودی دین است.

جرج پاسخ داد: کافی است افکار آنها را در برابر افکار و سخنان علی قرار دهی؛ خواهی دید که بنی‌عباس و بنی امیه دروغ می‌گویند. آنها حکومت را برای دنیا خودشان می‌خواستند و به دین تمسک می‌جستند. دین بهانه‌ای بود تا حکومت کنند. دین را در خدمت قدرت خود می‌خواستند، نه حکومت را در خدمت دین. اگر لازمه‌ بقای دین حکومت بود، پس باید همه‌ی پیامبران الهی الزاماً دارای حکومت می‌بودند و از ادیانی که حکومتی نداشتند، نباید نشانی باقی می‌ماند. حکومت از نظر علی، ابزار و وسیله بود نه اصل دین؛ وسیله‌ای در خدمت دین و برای خدمت به مردم. اگر شرایط برای ایجاد حکومت کافی نباشد، دین هرگز نیست و نابود نمی‌گردد.»

کتاب «قدیس» اثری است به قلم ابراهیم حسن‌بیگی که نشر نیستان آن را منتشر نموده است.

* «فروغ ولایت»

کتاب «فروغ ولایت» اثری از آیت‌الله شیخ جعفر سبحانی است که به سیره و روش حضرت امیر (ع) پرداخته است. نویسنده فرزانه، آیت‌الله جعفر سبحانی با تقسیم حیات نورانی حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام به پنج دوره، مهم ترین جریانات زندگی ایشان را ترسیم کرده است. ایشان در این اثر وزین سعی کرده سیر زندگی ایشان را از طرفی گویا و روان حکایت کرده و از دیگر سو کاملا مبتنی بر منابع دسته اول تاریخی و روائی باشد. نکته متمایز این اثر، جامعیت آن است که از همان آغاز زندگی حضرت تا شهادت ایشان، تمام عرصه‌ها زندگی ایشان را در کنار آیات و روایات مربوطه تشریح کرده و در هر مورد به تبیین بعدی از فضائل حضرت می‌پردازد. البته رسالت اصلی این کتاب، ترسیم زندگی شخصی و عادی حضرت است که بخوبی هم از عهده آن برآمده است. این کتاب را موسسه امام صادق (ع) در 860 صفحه منتشر نموده است.

*«علی از زبان علی»

حکایت زندگانی یک شخص آن زمان جذابیت پیدا می‌کند و شناخت از یک انسان فراتاریخ آن زمان واقعی‌تر بوده و به حقیقت نزدیک خواهد بود که از زبان خودش بیان شود. استاد شهیدی، که یکی از پژوهشگران معاصر تاریخ اسلام است، با آثار غنیّ و پرمحتوایی که در این زمینه از خود به جای گذاشته، توانسته به یکی از ماندگاران عصر تبدیل شود. وی در کتاب «علی از زبان علی» به روایت جذاب زندگانی أمیرالمؤمنین علیه‌السلام از بیان خود حضرتشان استفاده کرده و برهه‌های گوناگون زندگانی ایشان را تشریح کرده است. این کتاب را انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی در 208 منتشر و روانه بازار کتاب نموده است.

 

 

* «دانشنامه امام علی علیه‌السلام»

این اثر را پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر نموده، مجموعه‌ای کامل و بی نظیر برای محققان تاریخ و سیره أمیرالمؤمنین علیه‌السلام که در شش هزار صفحه و دوازده جلد، با همکاری مبرّزترین مورخان معاصر همچون آیت‌الله جوادی‌آملی، علامه عسکری، سیدجعفر مرتضی عاملی، استاد شهیدی، حجج اسلام دوانی، جعفریان، جاودان و ... زیرن نظر حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد تألیف شده است. نکته مهم اینکه این اثر صرفا جمع‌آوری مطالب تاریخی نیست، بلکه چینش موضوعات و نقل و تحلیل مباحث مربوطه، مبتنی بر دیدگاه‌های خاص تاریخی و اعتقادی شیعه است. این مجموعه ارزشمند که شامل یکصد و سی مدخل اصلی و حدود سه هزار مدخل فرعی است و بیش از دویست محقق در تألیف آن همکاری داشته‌اند. موضوعاتی همچون: حکمت و معرفت، مبدأ و معاد، نبوت و امامت، اخلاق و سلوک، و همچنین مباحث بسیار مبتلابه حقوق، سیاست و اقتصاد در سیره و دیدگاه أمیرالمؤمنین علی‌ علیه‌اسلام در این کتاب بررسی شده است.

*«امیرالمومنین علی‌ابن‌ابی‌طالب علیه‌السلام»

«اگر همه درختان قلم شوند، همه دریاها مرکّّب، همه ملائک حسابگر و همه آدمیان نویسنده شوند، هرگز نخواهندتوانست فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام را شمارش کنند.» سخن، با این روایت ناب نبوی آغاز می‌شود. نویسنده که از عالمان دین است، این حدیث شریف را بر دیدگان خود قرار می‌دهد و در پی بیان قطره‌ای از دریای فضائل حضرت امیرالمؤمنین علیه‌اسلام بر می‌آید. وی با تسلّط کاملی که بر آیات و روایات این موضوع داشته و با اشرافی که بر منابع تاریخی و حدیثی شیعه و اهل سنت دارد، علاوه بر بیان روایات ناب درباره القاب و مناقب حضرت، فضائل ایشان حتی از زبان مخالفان و معاندان را نیز تبیین کرده و به بحث‌های عمیق روائی و اعتقادی در این موضوع می‌پردازد تا در نهایت مجموعه کم نظیر و ماندگاری در این موضوع برجای گذارد. کتاب «امیرالمومنین علی‌ابن‌ابی‌طالب علیه‌السلام» اثر احمد رحمانی همدانی است که نشر منیر آن را در 1040 صفحه منتشر نموده است.

*«اصحاب امام علی علیه‌السلام»

کتاب «اصحاب امام علی علیه‌السلام» اثری است تحقیقی که سیداصغر ناظم‌زاده قمی آن را تالیف نموده و انتشارات بوستان کتاب قم آن را در 2 جلد منتشر نموده است. این که در دورانی از تاریخ، شخصیت بزرگی چون امیرالمؤمنین علیه‌السلام با یاری چه کسانی توانست برگ مهمی از تاریخ را رقم زده و نقطه عطفی ماندگار ایجاد کند، اهمیت موضوع این کتاب را روشن می‌سازد. همچنین علاوه بر اهمیت اصل موضوع، آنچه که این اثر را ارزشی مضاعف می‌بخشد، اینست که با دسته‌بندی اصحاب حضرت أمیرالمؤمنین علیه السلام ، یاران صدیق و وفادار حضرتش را از آنانکه پس از مدتی، به هردلیلی از یاری ایشان کناره گرفته و اینان را از اصحابی که بعدها در جرگه مخالفان حضرتش برآمدند نیز جدا کرده و جنبه‌های مختلف حیات فردی، اجتماعی و سیاسی هریک از آنها را تبیین می‌کند. نویسنده در این اثر با تأکید و توجه بسیار بر منابع کهن، شناسائی هزار و 110 نفر از اصحاب را هدف قرار داده است.

* «امام علی (ع) در قرآن»

کتاب «امام علی (ع) در قرآن» اثر علامه سیدمرتضی عسگری که موسسه علامه عسگری آن را چاپ نموده است. علامه سیدمرتضی عسگری را می­‌توان از معدود افرادی دانست که هم در زمینه پژوهش و هم فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی موفقیت‌های بسیاری را کسب کرده است که از جمله موفقیت­‌های ایشان تاسیس حزب الدعوه عراق را می‌توان نام برد. کتاب حاضر در پاسخ به شبهات یکی از علمای بزرگ وهابی است. او که در کتاب خود مساله امامت ائمه علیهم‌السلام را مورد تشکیک قرار داده است این سوال را مطرح می­‌کند که اگر امامت تا این اندازه در اسلام مهم است به چه دلیل در قرآن به نام اهل بیت تصریح نشده­ است. علامه عسگری در این کتاب به این شبهه اساسی با استفاده از آیات قرآن و احادیث مورد قبول اهل سنت پاسخی مستدل داده است و اثبات کرده که اصل امامت در آیات متعدد قرآن ذکر شده است و دلیل عدم تصریح به نام اهل بیت علیهم‌السلام در قرآن را بیان می­‌کند.

* «المراجعات»

علامه سیدعبدالحسین شرف‌الدین از شخصیت­‌هایی است که در زمینه مباحث کلامی میان شیعه و اهل سنت شهرت بسیاری دارد و میان علمای شیعه جایگاه ویژه­‌ای دارد. کتاب «المراجعات» که موسسه چاپ و نشر بین‌الملل آن را منتشر نموده، حاصل نامه­‌های دو عالم بزرگ شیعه و اهل سنت یعنی علامه شرف‌الدین و شیخ سلیم البشری المالکی رییس وقت داشگاه الازهر مصر است. محتوای نامه­‌ها اختلاف اساسی میان دو مکتب یعنی در مساله امامت می­باشد. در این نامه­ها شیخ الازهر به ایراد برخی سوالات درباره اصل جانشینی حضرت علی علیه السلام و دلایل آن پرداخته است که علامه شرف الدین با استناد به منابع خود اهل سنت به سوالات او پاسخ داده است و یکی از مهمترین کتب در اثبات حقانیت مذهب شیعه است.

 

* «خصائص الائمه علیهم‌السلام»

کتاب «خصائص الائمه علیهم‌السلام» تألیف سید رضى، عالم نامدار شیعه و تدوین کننده نهج البلاغه است. موضوع‏ کتاب، زندگى و سخنان امیرمؤمنان على علیه‌السلام‏ است. سید رضى در این کتاب روایاتى را که درباره حضرت على علیه السلام است جمع آورى نموده و با اشاره به معجزات و سخنان آن حضرت تاریخ کامل و گویایى را از زندگانى آن حضرت ارائه نموده است. کتاب «خصائص الائمه علیهم‌السلام» براى تحقیق در زندگى حضرت على علیه‌السلام کتابى ارزشمند و قابل توجه است. این کتاب از زمان نگارش مورد توجه و علاقه شدید علماى اسلام قرار گرفت و در بسیارى از کتاب‏‌هاى معتبر به آن اشاره شده و یا به مطالب آن استناد شده است. این کتاب از اولین کتاب‏‌هاى معتبرى است که به وسیله فقهاى بزرگ شیعه درباره زندگانى حضرت امیر علیه‌السلام نگاشته شده است. نگارش این کتاب موجب گشت تا سید رضى تصمیم به جمع آورى کتاب شریف «نهج البلاغه» ‏بگیرد و همین هم سبب ناتمام ماندن کتاب حاضر شد، زیرا همان گونه که از نام کتاب روشن است سید رضى تصمیم داشت در این کتاب زندگانى تمام ائمه علیهم‌السلام را بیاورد اما به امام علی (ع) اکتفا نمود. سید رضى انگیزه خود از نگارش این کتاب را اینگونه بیان می‌فرماید: «شما از من درخواست کرده بودید تا کتابى درباره زندگانى ائمه علیهم‌السلام بنویسم ولى حوادث روزگار مانع از آن می‌شد تا آنکه در شب عرفه سال 383 هجرى براى زیارت امام موسى کاظم و امام جواد علیهماالسلام عازم کاظمین شدم. در راه به یکى از رؤساى حکومتى برخورد کردم. او از من سؤال کرد کجا می‌روى؟ من هم پاسخ دادم. او با تمسخر گفت: از کى تا حالا سادات موسوى شیعه دوازده امامى شده‏‌اند؟ من پاسخ او را آنگونه که لایق بود دادم و پس از این واقعه غیرتم برافروخته گشت و تصمیم به نگارش این کتاب گرفتم تا مذهبم را بر همگان اعلام نمایم و امامان معصوم و بر حق را به دیگران معرفى کنم و دشمنان را ناامید سازم و از خداوند در انجام این مهم یارى می‌جویم.» کتاب «خصائص الأئمه علیهم‌السلام» در دوران ضعف حکومت بنى عباس نگاشته شده است. در آن دوران شیعیان به راحتى عقاید خود را مطرح می‌کردند. در شهر بغداد شخصیت‏‌هاى بزرگى چون شیخ مفید، سید رضى، سید مرتضى و شیخ طوسى پا به عرصه وجود گذاشتند و پشتوانه علمى بزرگى براى شیعه و طرفداران اهل بیت علیهم‌السلام شدند.

این کتاب شامل موضوعات فراوانى درباره زندگانى امیرمؤمنان على علیه‌السلام است از جمله: خصائص امیرمؤمنان على علیه‌السلام، معجزات آن حضرت، علم آن حضرت به تنزیل قرآن، جنگ با خوارج نهروان، سخنرانى پیامبر اسلام درباره حضرت على صلوات‌الله علیهما و آلهما، سخن عمر درباره آن حضرت، سؤالاتى که از آن حضرت شده است، وصیت آن حضرت به کمیل، کلام آن حضرت درباره دنیا و ... این کتاب را محمدعلی چلونگر علی‌بنائیان ترجمه انتشارات آستان قدس رضوی منتشر نموده است.

 

* «امام علی (ع) و خوارج»

علامه سیدجعفر مرتضی عاملی بعنوان بزرگ مورّخ زمانه، دارای آثار تاریخی بسیاری است که در عصر حاضر، افقی نو فراروی خواننده قرار می‌دهد که مبتنی بر مبانی کلامی و روائی شیعه است. کتاب «امام علی (ع) و خوارج»، یکی از آثار ایشان است که به کالبد شکافی و جریان شناسی «خوارج» از گذشته تا به امروز می‌پردازد. ایشان با اجتهاد بی‌نظیری که در منابع دسته اول تاریخی و فرمایشات أمیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌کنند، فضای فکری، فرهنگی، سیاسی دوران حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را مورد مطالعه قرار داده و در خلال آنها به مهم‌ترین پرسش‌های تاریخی درباره خوارج پاسخ می‌دهد. بررسی علل روانشناختی و جامعه‌شناختی، شکل‌گیری و گسترش این طرز فکر، تحلیل دیدگاه‌ها و روش‌های امام علیه‌السلام برای تقابل با این جریان و در نهایت هم ارزیابی سیاست‌های معاویه در این مورد، از دیگر مباحثی است که این کتاب را «جامعیت» بخشیده و آن را از امثالش متمایز می‌کند. این کتاب را محمد سپهری در 682 صفحه به فارسی ترجمه نموده است.


موضوعات مرتبط: اهل بیت علیه السلام
برچسب‌ها: امام علی ع
[ 93/04/27 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

قبله جان حسین آمده است و با آمدنش تمام شکوفه‌های دنیا شکفته‌اند تا درودی نثار زیبا رو و جوان کربلا کنند.

سرو بوستان ایستادگی، حضرت عشق، دریایی از عطوفت، حضرت علی اکبر(ع) زیباترین گل باغ حسین میلادت خجسته و پر ز نور باد.

ای شبیه‌ترین فرد به پیامبر اکرم(ص) و ای جلوه توحید، اکنون آسمان و زمین آمدنت را جشن گرفته‌اند و غرق در شادی و شادمانی شده‌اند.

ای خوشبوترین گل هستی آمدنت را هزاران درود و سلام، به راستی که با این همه خوبی و خلوص تو از تبار پاک محمدی.

جوان رشید حسین(ع) به حرمت میلادت امروز روز جوان نام گرفته است و نهایت همه این تبریک و تهنیت‌ها ارادتی است خالصانه به وجود سرشار از معرفت و مردانگی‌ات.


موضوعات مرتبط: مناسبتها
برچسب‌ها: ذاکرولایت110, علی اکبر ع
[ 93/03/19 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

"تهاجم فرهنگي" از سوي کشورهاي غربي عليه انقلاب اسلامي و يا بهتر است بگوئيم عليه دين و مذهب مردم ايران رخ داده، تقريبا موضوعي است که بجز اندک افرادي، قائل به آن هستند.


اما اين "تهاجم فرهنگي" که همواره از آن سخن به ميان مي آيد، به شيوه ها و انحاء مختلفي در طول سه دهه اخير دنبال شده که شايد بتوان يکي از اصلي ترين عرصه هاي آن را در انواع لباس مشاهده و لمس کرد.

غربي شدن مد لباس هاي زنانه و مردانه، عريان ترين شدن پوشاک ها، عجيب و غريب تر شدن لباس ها و چندين مورد ديگر که از نمونه هاي اين "تهاجم فرهنگي" به شمار مي رفته است.

اما يکي از شيوه هايي که شايد بتوان گفت بدليل نمايان بودن آن کمتر در دستور کار قرار گرفته بود، توليد و تلاش براي توزيع لباس هاي کودکان با تصاوير غير اخلاقي بوده است.

هر چند اين شيوه در طول سه دهه گذشته خيلي مورد استفاده دست اندرکاران اين "تهاجم فرهنگي" قرار نگرفته اما خالي از آن هم نبوده يعني بررسي دقيق فعاليت و روند "تهاجم فرهنگي" سه دهه اخير نشان مي دهد که تاکنون چندين بار چنين پوشاکي با طرح و تصاوير غير اخلاقي توليد و روانه بازارهاي داخلي ايران شده اما بحمدالله هر بار که چنين اتفاقي رخ داده، مسئولان و دست اندرکاران در اسرع وقت چنين محصولي را جمع آوري کرده و بعد از انجام بررسي هاي لازم، تلاش کرده اند منبع اصلي توليد، توزيع و يا وارد کردن آن به داخل خاک ايران را شناسايي کنند.

تصويري که طي چند روز اخير بدست خبرنگار شیعه آنلاین رسيده نشان مي دهد که گويا جديد ترين تلاش براي تهاجم فرهنگي ديگري – در حوزه لباس هاي غير اخلاقي کودکانه – آغاز شده که نمونه آن را در اين تصوير مي توان مشاهده کرد. اميد است، مسئولان و دست اندرکاران يک بار ديگر با جديت و در سريع ترين زمان ممکن وارد عمل  شده و اقدامات لازم براي جلوگيري از توزيع بيشتر اين پوشاک را انجام دهند.


موضوعات مرتبط: جنگ نرم، ناتوی فرهنگی
برچسب‌ها: ذاکرولایت110
[ 93/02/24 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

امامت حضرت امام جواد عليه السلام در يک نگاه


امام نهم که نامش «محمد» و کنيه اش «ابوجعفر» و لقب وي «تقي» و «جواد» است، در ماه رمضان سال 195 هـ.ق. در شهر مدينه ديده به جهان گشود.(1) مادر او «سبيکه» نام دارد (2) که از نظر فضايل اخلاقي در درجه ي والايي قرار داشت و برترين زنان زمان خود بود، (3) به طوري که امام رضا (ع) از او به بانويي منزه و پاک دامن و بافضيلت ياد مي کرد.(4) روزي که پدر بزرگوارش در گذشت، او حدود هشت سال داشت و در سن 25 سالگي به شهادت رسيد(5) و در قبرستان قريش در بغداد کنار قبر موسي بن جعفر(ع) به خاک سپرده شد.

دلايل و شواهد امامت امام جواد(ع)

از آن جا که امام جواد(ع) نخستين امامي بود که در کودکي به مقام امامت رسيد، اولين سؤالي که به ذهن متبادر مي شو.د اين است که چگونه يک نوجوان مي تواند مسئوليت سنگين امامت مسلمانان را برعهده بگيرد و جانشين پيامبر خدا (ص) باشد؟
در جواب مي گوييم: اين امر ممکن بوده و دلايل و شواهد متعددي نيز بر آن وجود دارد که به بعضي از آن ها اشاره مي کنيم:

الف) نص بر امامت

ما شيعيان باور داريم که خداوند، امام را منصوب مي کند، زيرا او مصالح بندگان خود را بهتر مي داند. بي ترديد امامت، استمرار خط نبوت است. خداوند که انسان را براي پيمودن راه کمال و سعادت آفريده، همان گونه که بايد براي ارائه ي طريق و رسيدن به مطلوب، پيامبراني را مبعوث کند، لازم است براي تداوم اين راه بعد از رحلت پيامبران، جانشينان معصومي را قرار دهد، زيرا عقل انسان ها به تنهايي براي تشخيص تمام عوامل و اسباب پيشرفت و کمال، کافي نيست.
از سوي ديگر، آيين انبيا ممکن است بعد از رحلت آن ها دستخوش انواع تحريفات شود، به همين دليل، پاسداراني معصوم لازم است تا از آن محافظت کنند. امام صادق (ع) مي فرمايد: «در ميان ما اهل بيت، در هر نسلي، افراد عادلي هستند که تحريف غلوکنندگان را از آن [اسلام] نفي مي کنند و دست بدعت گذاران و دين سازان و اهل باطل را کوتاه مي سازند و تأويل و تفسير نادرست جاهلان را کنار مي زنند.»(6)
از طرف ديگر، تشکيل حکومت الهي که انسان را به تمام اهداف مورد نظر برساند، فقط از طريق پيشوايان معصوم امکان پذير است، زيرا حکومت هاي انساني، هميشه در مسير منافع مادي افراد يا گروه هاي خاص سير کرده اند.(7)
مطالعه ي دقيق قرآن به ما مي فهماند که اين کتاب دستورهاي خود را به شکل کلي بيان کرده و سپس خداي تعالي تبيين و تفسير آن را بر عهده ي رسول خدا(ص) قرار داده است؛ مانند: «و انزلنا إليک الذکر لتبين للناس ما نزل اليهم»(8)، «اقيموا الصلوه»، «آتو الزکاه» و ... بيان تعداد رکعات نماز و يا بيان حد و نصاب زکات، در قرآن نيامده است و پيامبر اکرم (ص) همه ي اين ها را براي مسلمانان تفسير و تشريح فرمود.
مسئله ي امامت امامان اثني عشر نيز با همين شيوه (به صورت کلي) در قرآن ذکر شده است که حدود 84 آيه به آن دلالت دارد؛ از جمله: «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الأمر منکم»،(9) «فسئلوا اهل الذکر إن کنتم لا تعلمون»،(10) «اتقوا الله و کونوا مع الصادقين».(11)
در اين زمينه جابر بن عبدالله انصاري حديث مشهوري نقل کرده است. وي مي گويد: روزي خدمت پيامبر اکرم (ص) رسيدم درحالي که تازه آيه ي 59 از سوره ي نساء نازل شده بود. عرض کردم: يا رسول الله! خدا و رسول خدا را شناختيم و اطاعت مي کنيم، اما اولي الامري که در اين آيه آمده کيانند که اطاعتشان همچون اطاعت شما و خداوند بر ما واجب شده است؟ پيامبر گرامي (ص) فرمودند: «اي جابر! اولي الأمر، جانشينان من و امامان مسلمانان بعد از من مي باشند که اول آن ها علي، فرزند ابوطالب، سپس حسن، بعد حسين، بعد علي فرزند حسين، سپس محمد فرزند علي که در کتاب آسماني تورات به باقر مشهور است و تو ايشان را خواهي ديد و وقتي ديدي، سلامم را به او برسان؛ سپس جعفر فرزند محمد، بعد از آن موسي فرزند جعفر، بعد علي فرزند موسي، سپس محمد فرزند علي، بعد علي فرزند محمد، پس از آن حسن فرزند علي، سپس هم نام من و هم کنيه ام حجت خدا در زمين و باقي مانده ي خدا در ميان بندگانش فرزند حسن به علي است؛ همان شخصي که خداوند به وسيله ي او مشارق و مغارب زمين را فتح مي کند و او از پيروانش غايب مي شود. در زمان غيبت آن حضرت کساني در اعتقاد به امامت او ثابت قدم مي مانند که خداوند دل هايشان را با ايمان، امتحان کرده است.(12)
سن، اگر چه در بسياري از امور يک مقياس در نظر گرفته مي شود اما در نزد خداوند، ملاک معتبري به شمار نمي آيد. هميشه کساني که سن و سال بيشتري دارند، در پيش گاه خدا بزرگ تر و بلند مرتبه تر از ديگران نيستند. چه بسا پير فرتوتي که در نزد پروردگار، مطرود است وچه بسا جوان يا کودکي که در نزد خداوند، محبوب و عزيز است. در واقع، اين عمل صالح و نيت پاک و موهبت هاي الهي و امثال اين هاست که به فرد ارج و ارزش مي بخشد و نخستين مقياس به شمار مي آيد.
در روايتي ديگر از ابوبصير نقل شده که به امام باقر(ع) عرض کردم: مردم (اهل سنت) به ما اعتراض مي کنند که اگر امامان حقند، چرا خدا نامي از آن ها در قرآن نبرده است؟ امام باقر(ع) فرمود: در پاسخ آن ها بگوييد: خدا نماز را بر پيغمبر(ص) نازل کرد و اسمي از سه يا چهار رکعت آن نبرد، تا اين که رسول خدا(ص) آن را توضيح داد و نيز فريضه ي حج را نازل فرمود، ولي تعداد طواف هاي هفتگانه ي آن را نازل نکرد، تا پيغمبر(ص) آن را تفسير کرد؛ همين طور است امامت ما. خداوند آيه ي «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم» را نازل و پيامبر اولواالامر را به ائمه ي اثني عشر تفسير فرمود و اگر ساکت مي شد و بيان نکرده بود، آل عباس و آل عقيل و يا ديگران مدعي مي شدند که مراد از اولي الامر ماييم... .(13)
بدين سان پيامبر اسلام(ص) به دستور خدا امامان دوازده گانه را بعد از خود امام و پيشوا معرفي کرده است. اين امور نشان مي دهد که امام جواد(ع) لايق ترين و شايسته ترين فرد براي رهبري بوده است.

ب) جايگاه و فضايل امام

بي ترديد واگذاري منصب امامت - همان طور که اشاره شد - لياقت و شايستگي را مي طلبد. اين شايستگي را هر کسي داشته باشد خداوند مقام امامت را به او عنايت مي کند. ممکن است اين قابليت در انسان خردسال باشد يا بزرگ سال. در قرآن از زبان حضرت ابراهيم آمده است: خدايا! امامت را در ذريه ي من قرار بده و خداوند در جواب فرمود: امامت، عهدي است که به هر کس عطا نمي گردد.(14) خداوند نيز مي داند که اين مقام را به چه کسي واگذار نمايد.(15)
شخصيت امام جواد به گونه اي بود که فضايل و ابعاد شخصيت او اعجاب دانشمندان اسلامي، اعم از شيعه و سني را برانگيخت و آنان امام را شايسته ي خلافت دانستند. براي نمونه، ابن جوزي مي گويد: «او در علم و تقوا و زهد و بخشش، بر روش پدرش بود.»(16)
ابن حجر هيثمي مي نويسد: «مأمون، امام جواد(ع) را به دامادي انتخاب کرد، زيرا با وجود کمي سن، از نظر علم و آگاهي و حلم، بر همه ي دانشمندان برتري داشت.»(17)
شبلنجي مي گويد: «مأمون، پيوسته شيفته ي او بود، زيرا با وجود کمي سن، فضل و علم و کمال عقل خود را نشان داده، برهان (عظمت) خود را آشکار ساخت.»(18)

ج) مولودي پر خير و برکت

در مجامع شيعه، از امام جواد(ع) به مولودي پر خير ياد مي شد.(19) امام رضا(ع) نيز به مناسبت هاي مختلف، از فرزند خود با اين عنوان ياد مي کرد و اين موضوع در ميان شيعيان، معروف بود. دو تن از شيعيان به نام «ابن اسباط» و «عباد بن اسماعيل» مي گويند: در محضر امام رضا (ع) بوديم که ابوجعفر را آوردند، عرض کرديم: اين همان مولود پرخير و برکت است؟ حضرت فرمود: «آري، اين همان مولودي است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است.»(20)
تولد امام جواد(ع) در شرايطي صورت گرفت که خير و برکت خاصي براي شيعيان به ارمغان آورد، زيرا عصر امام رضا(ع)، عصر ويژه اي بود و حضرت در تعيين جانشين خود، با مشکلاتي مواجه شد که در عصر امامان قبلي، بي سابقه بوده است. از يک سو پس از شهادت امام کاظم (ع) گروهي به نام «واقفيه» بر اساس انگيزه هاي مادي، امامت حضرت رضا(ع) را انکار کردند و از سوي ديگر، امام رضا (ع) تا حدود 47 سالگي فرزند نداشتند و چون احاديث رسيده از پيامبر (ص) حاکي بود که امامان دوازده نفرند. فقدان فرزند براي امام رضا(ع)، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم آن را زيرسؤال مي برد و واقفيه اين موضوع را دست آويز قرار داده بودند.
گواه اين معنا، اعتراض «حسين بن قياما واسطي» به امام هشتم و پاسخ حضرت است. «ابن قياما» که از سران «واقفيه» بود، (21) طي نامه اي به امام رضا (ع) او را متهم به عقيم بودن کرد. امام (ع) در پاسخ نوشت: از کجا مي داني که من فرزندي نخواهيم داشت، سوگند به خدا، بيش از چند روز نمي گذرد که خدا پسري به من عطا مي نمايد که حق را از باطل جدا مي کند.(22) امام رضا(ع) همواره سخنان و دلايل آنان را رد مي کرد، (23) تا آن که تولد حضرت جواد(ع) به اين سم پاشي ها خاتمه داد و موضع امام و شيعيان، تقويت گرديد و اعتبار تشيع بالا رفت.(24)
با برکت بودن تولد امام جواد (ع) علاوه بر تقويت شيعيان، دليل مهم ديگري نيز براي رهبري اوست.

د) نبوت برخي انبيا در کودکي

درست است که دوران شکوفايي عقل و جسم انسان معمولا حد و مرز خاصي دارد، ولي چه مانعي دارد که خداوند قادر، براي مصالحي، اين دوران را براي بعضي از بندگان خاص خود کوتاه و خلاصه کند. در تاريخ، افرادي بوده اند که در پرتو عنايت خاص خداوندي در سنين کودکي به مقام پيشوايي امتي رسيده اند. در اين خصوص نمونه ها و شواهد متعددي وجود دارد؛ از جمله:
1- قرآن درباره ي حضرت يحيي و رسالت او و اين که در دوران کودکي به نبوت برگزيده شده است، مي فرمايد: «و اتيناه الحکم صبيا؛(25) ما فرمان نبوت را در کودکي به او داديم.»
بعضي از مفسران، کلمه ي «حکم» را در آيه به معناي هوش و درايت گرفته اند و بعضي گفته اند: مقصود از اين کلمه، «نبوت» است. مؤيد اين نظريه رواياتي است که در کتاب «اصول کافي» نقل شده است، از آن جمله، روايتي است از امام سجاد(ع) که حضرت طي آن، با تعبير «حکم» در آيه ي مزبور، به «نبوت» حضرت يحيي در خردسالي استشهاد مي کند و مي فرمايد:(26) پس از درگذشت زکريا، فرزند او يحيي کتاب و حکمت را از او به ارث برد: «يا يحيي خذ الکتاب بقوه و آتيناه الحکم صبيا؛(27) اي يحيي! کتاب (آسماني) را با نيرومندي بگير، و ما فرمان نبوت را در کودکي به او داديم.»
2- با اين که براي آغاز تکلم و سخن گفتن کودک معمولا زماني حدود دوازده ماه لازم است، ولي حضرت عيسي (ع) در همان روزهاي نخستين تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود دفاع کرد و ياوه هاي معاندان را با منطق و دليل رد کرد، در صورتي که اينگونه سخن گفتن و با اين محتوا، در شأن انسان هاي بزرگ سال است.(28)
همان طور نوزادي چون عيسي که هنوز شير مي خورد مي تواند به پيامبري مبعوث شود، امام جواد(ع) نيز در سن کودکي مي تواند امام باشد.
سن، اگر چه در بسياري از امور يک مقياس در نظر گرفته مي شود اما در نزد خداوند، ملاک معتبري به شمار نمي آيد. هميشه کساني که سن و سال بيشتري دارند، در پيش گاه خدا بزرگ تر و بلند مرتبه تر از ديگران نيستند. چه بسا پير فرتوتي که در نزد پروردگار، مطرود است و چه بسا جوان يا کودکي که در نزد خداوند، محبوب و عزيز است. در واقع، اين عمل صالح و نيت پاک و موهبت هاي الهي و امثال اين هاست که به فرد ارج و ارزش مي بخشد و نخستين مقياس به شمار مي آيد. به علاوه، اعتقاد به نبوت و امامت ممکن نيست مگر پس از ايمان کامل به قدرت خداي متعال بر اين که مي تواند يک فرد را مجمع فضايل و مرجع معارف گرداند و او را پيشوا و نمونه ي مردم قرار دهد.

هـ)گفتار و رويکرد امامان

ما شيعيان باور داريم که ائمه ي اطهار (عليهم السلام)، معصوم اند و رفتار و گفتار آنان حجت مي باشد. بدين سان اگر آنان کسي را امام معرفي کردند بي ترديد او امام است. برخي از امامان، هم امام جواد(ع) را رهبر و پيشوا معرفي کرده اند و هم شبهه ي خردسال بودن او را مطرح و جواب داده اند. افزون بر آن، از اين طريق نيز درصدد فرهنگ سازي بودند تا افکار عمومي را آماده ي پذيرش امامت امام جواد(ع) نمايند.
يکي از ياران امام رضا(ع) مي گويد: در خراسان در محضر امام رضا(ع) بوديم. يکي از حاضران به امام عرض کرد: سرور من، اگر (خداي نخواسته) پيش آمدي رخ دهد، به چه کسي مراجعه کنيم؟ امام فرمود: به فرزندم ابوجعفر.(29) در اين هنگام آن شخص سن حضرت جواد(ع) را کم شمرد، امام رضا(ع) فرمودند: خداوند عيسي بن مريم را در سني کمتر از سن ابوجعفر، رسول و پيامبر و صاحب شريعت تازه قرار داد.»(30)

و)انجام دادن وظايف امام

يکي از دلايل مهم اثبات امامت، انجام دادن وظايف مي باشد؛ بدين معنا که اگر کسي توانست رسالتي را که برعهده ي امام گذاشته شده است انجام دهد او امام است، حال خردسال باشد يا بزرگ سال. امام جواد(ع) در انجام رسالت امامت، موفق بود. او مانند ساير امامان، به هدايت و رهبري مردم پرداخت و در قالب هاي مختلف به سؤالات و مشکلات سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنان رسيدگي نمود، به گونه اي که در مدت امامت او کسي به رهبري اش اعتراض نکرد. افزون بر آن، رهبري مدبرانه و حکيمانه ي او تعجب همگان را برانگيخت. آناني که رهبري امام را زيرسؤال برده بودند از ايده و تفکر خود پشيمان شدند. در اين جا به بعضي از وظايفي که امام جواد (ع) انجام داد اشاره مي کنيم:

1-تربيت شاگردان

يکي از ابعاد بزرگ زندگي ائمه، بعد فرهنگي آنان است. اين پيشوايان هر کدام در عصر خود فعاليت فرهنگي داشته، شاگرداني تربيت مي کردند و دانش هاي خود را به کمک آنان در جامعه منتشر مي کردند. اما شرايط اجتماعي و سياسي زمان آنان يکسان نبوده است؛ مثلا در زمان امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) شرايط اجتماعي، مساعد بود و به همين دليل تعداد شاگردان و راويان حضرت صادق (ع) بالغ بر چهارهزار نفر مي شد، ولي از دوره ي امام جواد تا امام عسکري (عليهما السلام) به دليل فشارهاي سياسي و کنترل شديد از طرف حکومت، شعاع فعاليت آن ها بسيار محدود بود و از اين نظر تعداد راويان و پرورش يافتگان مکتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق (ع) کاهش يافت. در عين حال بايد توجه داشت که در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان حضرت، چهره هاي درخشان و شخصيت هاي برجسته اي مانند: علي بن مهزيار، احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي، زکريا بن آدم، محمد بن اسماعيل بن بزيع، حسين بن سعيد اهوازي، احمد بن محمد بن خالد برقي بودند که هر کدام در صحنه ي علمي و فقهي، وزنه به شمار مي رفتند و حتي برخي تأليفات متعددي داشتند.
از طرف ديگر، راويان احاديث امام جواد(ع) تنها در محدثان شيعه خلاصه نمي شوند، بلکه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نيز معارف و حقايقي از اسلام را از آن حضرت نقل کرده اند. براي نمونه، خطيب بغدادي احاديثي با سند خود از آن حضرت نقل کرده است.(31) هم چنين حافظ عبدالعزيز بن اخضر جنابذي(32) و مؤلفاني نيز مانند: ابوبکر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبي و محمد بن منده بن مهربذ در کتاب هاي تاريخي و تفسيري خويش رواياتي از آن حضرت نقل کرده اند.

2- بيان احکام و معارف ديني و شبهه زدايي

يکي از وظايف بسيار مهم امام، بيان احکام و پاسخ گويي به سؤالات مردم و شبهه زدايي است و امامان (عليهم السلام) در قالب هاي مختلف، به اين وظيفه عمل مي نمودند. از سوي ديگر، اگر کسي در بيان احکام دچار اشتباه مي شد، آن را برطرف مي کردند. امام جواد(ع) در اين زمينه بسيار موفق بود. او با بيان احکام و معارف ديني و جواب پرسش ها و رفع شبهات، هم وظيفه ي امامت را خوب انجام مي داد و هم جايگاه امامت خود را تثبيت کرد، به گونه اي که اين امر موجب اطمينان شيعيان گرديد، زيرا علي رغم دلايل و شواهد متعدد براي اثبات امامت امام جواد (ع) ، برخي از بزرگان و علماي شيعه اختلاف داشتند و سن ابوجعفر را براي رهبري کم مي دانستند. از اين رو شيعيان در ساير شهرها متحير شدند.(33) به همين دليل شيعيان اجتماعاتي تشکيل دادند و به منظور حصول اطمينان از اين که او داراي علم امامت است، پرسش هايي را مطرح کردند و هنگامي که پاسخ هاي قاطع و قانع کننده دريافت کردند، آرامش و اطمينان يافتند.
برخي مورخان در اين زمينه مي نويسند: چون امام رضا (ع) در سال 202 هجري رحلت نمود، سن ابوجعفر نزديک به هفت سال بود، از اين رو در بغداد و ساير شهرها در بين مردم اختلاف نظر پديد آمد. «ريان بن صلت»، «صفوان بن يحيي»، «محمد بن حکيم»، «عبدالرحمن بن حجاج» و «يونس بن عبدالرحمن» با گروهي از بزرگان و معتمدان شيعه، در خانه ي «عبدالرحمن بن حجاج»گرد آمدند و در سوگ امام به گريه و اندوه پرداختند... يونس به آنان گفت: دست از گريه و زاري برداريد، بايد ديد امر امامت را چه کسي عهده دار مي گردد و تا اين کودک (ابوجعفر) بزرگ شود، مسائل خود را از چه کسي بايد بپرسيم؟ در اين هنگام «ريان بن صلت» برخاست و گلوي او را گرفت و فشرد، و در حالي که به سر و صورت او مي زد، با خشم گفت: تو نزد ما تظاهر به ايمان مي کني و شک خود را پنهان مي داري؟! اگر امامت او از جانب خدا باشد حتي اگر طفل يک روزه باشد، مثل پيرمرد صد ساله خواهد بود، و اگر از جانب خدا نباشد حتي اگر صد ساله باشد، چون ديگران يک فرد عادي خواهد بود، شايسته است در اين باره تأمل شود. در اين هنگام حاضران به توبيخ و نکوهش يونس پرداختند.(34)
در آن موقع، موسم حج نزديک شده بود. هشتاد نفر از فقها و علماي بغداد و شهرهاي ديگر رهسپار حج شدند و به قصد ديدار ابوجعفر عازم مدينه گرديدند، و چون به مدينه رسيدند، به خانه ي امام صادق (ع) رفتند. در اين هنگام عبدالله بن موسي، عموي حضرت جواد (ع) وارد شد و در صدر مجلس نشست. يک نفر به پا خاست و گفت: اين پسر رسول خداست، هر کس سؤالي دارد از وي بپرسد. چند نفر از حاضران سؤالاتي مطرح کردند که وي پاسخ هاي نادرستي داد...(35) شيعيان، متحير و غمگين شدند و فقها مضطرب گشتند و قصد رفتن کردند و گفتند: اگر ابوجعفر مي توانست جواب مسائل ما را بدهد، عبدالله نزد ما نمي آمد و جواب هاي نادرست نمي داد!
خداوند که انسان را براي پيمودن راه کمال و سعادت آفريده، همان گونه که بايد براي ارائه ي طريق و رسيدن به مطلوب، پيامبراني را مبعوث کند، لازم است براي تداوم اين راه بعد از رحلت پيامبران، جانشينان معصومي را قرار دهد، زيرا عقل انسان ها به تنهايي براي تشخيص تمام عوامل و اسباب پيشرفت و کمال، کافي نيست.
در اين هنگام دري از صدر مجلس باز شد و غلامي به نام «موفق» وارد مجلس گرديد و گفت: اين ابوجعفر است که مي آيد. همه به پا خاستند و از وي استقبال کرده سلام دادند. امام وارد شد و نشست و مردم همه ساکت شدند. آن گاه سؤالات خود را با او در ميان گذاشتند وقتي که پاسخ هاي قانع کننده شنيدند، شاد شدند و او را دعا کردند و ستودند و عرض کردند: عموي شما، عبدالله چنين و چنان فتوا داد. حضرت فرمود: عمو! نزد خدا بزرگ است که فردا در پيش گاه او بايستي و به تو بگويد: با آن که در ميان امت، داناتر از تو وجود داشت، چرا ندانسته به بندگان من فتوا دادي؟(36)
اسحاق بن اسماعيل که آن سال همراه اين گروه بود، مي گويد: من نيز در نامه اي ده مسئله نوشته بودم تا از حضرت بپرسم. در آن موقع همسرم حامله بود. با خود گفتم: اگر به پرسش هاي من پاسخ داد، از او تقاضا مي کنم که دعا کند خداوند بچه اي را که همسرم به آن آبستن است، پسر قرار دهد. وقتي که مردم سؤالات خود را مطرح کردند، من نيز نامه را در دست گرفته به پا خاستم تا مسائلم را مطرح کنم. امام تا مرا ديد، فرمود: اي اسحاق! اسم او را «احمد» بگذار؟ مدتي بعد همسرم پسري به دنيا آورد و نام او را «احمد» گذاشتم.(37)

3- فعاليت سياسي

در عصر امام جواد(ع) شرايط به گونه اي بود که وي نمي توانست قيام مسلحانه انجام دهد اما از راه هاي گوناگون مشروعيت حکومت را زير سؤال برده و شيعيان خود را حفظ مي کرد. آن حضرت به شيعيان دستور داده بود که در حکومت نفوذ کنند. اين امر موجب مي شود که او از سياست هاي ظالمانه ي حکومت عليه شيعيان آگاه شود و در اين باره تصميم بگيرد. از سوي ديگر، با نفوذ ياران امام در حکومت، شيعيان حفظ مي شدند، زيرا کساني که در حکومت نفوذ کرده بودند به روش هاي مختلف از ظلم و جنايت حکومت عليه شيعيان جلوگيري مي نمودند. هم چنين امام، نمايندگان و وکلايي داشتند که به شهرهاي مختلف اعزام شده و در واقع شبکه ي ارتباطي امام با شيعيان بودند.
امام جواد(ع) در انجام رسالت امامت، موفق بود. او مانند ساير امامان، به هدايت و رهبري مردم پرداخت و در قالب هاي مختلف به سؤالات و مشکلات سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنان رسيدگي نمود، به گونه اي که در مدت امامت او کسي به رهبري اش اعتراض نکرد. افزون بر آن، رهبري مدبرانه و حکيمانه ي او تعجب همگان را برانگيخت.
آنان ضمن گزارش وضع حکومت و شيعيان به امام، به جمع آوري بيت المال نيز مي پرداختند و در اختيار امام قرار مي دادند. کارگزاران امام در بسياري از استان ها مانند: اهواز، همدان، سيستان، بست، ري، بصره، واسط، بغداد، کوفه و قم پخش شده بودند. آنان موظف بودند که در جاهاي حساس نفود کنند و مناصب مهم را به دست آورند. از اين رو محمد بن اسماعيل بن بزيع و احمد بن حمزه قمي، مقام والايي در دستگاه حکومت داشتند. نوح بن دراج نيز چندي قاضي بغداد و پس از آن قاضي «کوفه» بود. بعضي ديگر از شيعيان مانند حسين بن عبدالله نيشابوري حاکم بست و سيستان شد و حکم بن عليا اسدي به حکومت بحرين رسيد.(38)
مرحوم کليني نقل مي کند که حضرت جواد (ع) بنا به درخواست يکي از شيعيان بست و سيستان، طي نامه اي به والي اين منطقه سفارش کرد که در اخذ ماليات، بر او سخت نگيرد. والي که از پيروان امام بود، نه تنها بدهي او را بابت ماليات نگرفت، بلکه اعلام کرد تا آن زمان که بر سر کار است وي را از پرداخت ماليات، معاف خواهد کرد. علاوه بر اين دستور داد براي او مستمري نيز تعيين کردند.(39)

پي نوشت :

1- اصول کافي، ج1، ص 492؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص 316. برخي تولد او را در نيمه ي رجب همان سال نوشته اند: طبرسي، اعلام الوري، ص 344.
2- همان، ص 315 و 492؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 379.
3- مسعودي، اثبات الوصيه، ص 209.
4- بحارالانوار، ج 50، ص 15.
5- اصول کافي، ج 1، ص 492؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص 316؛ طبرسي، اعلام الوري، ص 344.
6- اصول کافي، ج 1، ص 80.
7- ر.ک: آيه الله مکارم شيرازي و ديگران، پيام قرآن، ج 9، ص 38 و 39.
8- نحل(16) آيه ي 44.
9- نساء (4) آيه ي 59.
10- همان، آيه ي 43 و انبياء (21) آيه ي 7.
11- توبه(9) آيه ي 119.
12-کمال الدين، باب نص الله عزوجل علي القائم، ص 253.
13- تفسير عياشي، ذيل آيه ي 59 سوره ي نساء.
14- بقره(2) آيه ي 124.
15- انعام(6) آيه ي 124.
16- تذکره الخواص، ص 359.
17- الصواعق المحرقه، ص 205.
18- نور الابصار، ص 161.
19- شيخ مفيد، الارشاد، ص 319؛ طبرسي، اعلام الوري، ص347؛ فتال نيشابوري، روضة الواعظين.
20- بحار الانوار، ج 50، ص 20.
21- شيخ مفيد، الارشاد، ص 318.
22- اصول کافي، ج 1، ص 320؛ طبرسي، اعلام الوري، ص 346.
23- همان، ص 321.
24- سيد کاظم قزويني، الامام الجواد من المهد الي اللحد، ص 337.
25- مريم(19) آيه ي 12.
26- اصول کافي، ج1، ص 382.
27- مريم(19) آيه ي 12.
28- همان، آيات 32-30.
29- همان، ص 322 و 384؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص 319؛ فتال نيشابوري، روضه الواعظين، ص 261؛ علي بن عيسي الاربلي، کشف الغمه، ج3، ص 141؛ طبرسي، اعلام الوري، ص 346.
30- شيخ مفيد، الارشاد، ص 318؛ طبرسي، اعلام الوري، ص 346، 141؛ بحار الانوار، ج 50، ص 21.
31- سيد محسن امين، اعيان الشيعه،ج 2، ص 35.
32- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 384.
33- نگاهي گذرا به زندگي امام جواد(ع)، ص 109.
34- همان.
35- همان، ص 110.
36- بحار الانوار، ج 50، ص 98.
37- مسعودي، اثبات الوصيه، ص 215.
38- جاسم حسين، تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، ترجمه ي محمدتقي آيت اللهي، ص 79.
39- فروع کافي، ج 5، ص 111.

منبع: برگرفته از مجله ي معارف اسلامي 71
نويسنده: عليرضا انصاري

موضوعات مرتبط: اهل بیت علیه السلام
برچسب‌ها: ذاکرولایت110, امام جواد ع
[ 93/02/19 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

soltanahmadi.ir

یاداشتی به مناسبت ماه رجب

کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: مذهبی، معارف اسلامی
[ 93/02/16 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

خداى متعال براى اينكه اسباب صلاح مردم روى نظم معينى بوده و مردى كه از هر لحاظ شايسته براى اين كار است برقرار فرموده باشد، امیرالمومنین (علیه السلام) را براى اين منظور نامزد كرد و فرمان داد كه مخالفان پيمبرش را سركوبى دهد و امورى كه به دست ناكسان فاسد شده اصلاح كند و بالاخره او هم حسب الامر به انتظام كارها پرداخته و جديت تمام و حسن تدبيرى بكار برده و بر اثر اين اقدام، استوانه دين اسلام را مستحكم ساخت.

امیرالمومنین (علیه السلام) در هيچ كارى مخالفت با فرمان خدا و رسول نمی كرد و می كوشيد تا جايى كه از قدرت او ساخته است سر از دستور رسول خدا (صلی الله علیه واله) برنتابد به خلاف ديگران كه چندان به اين معنى توجهى نداشته و بلكه مخالفت مي كردند.

چنانچه رسول خدا (صلی الله علیه واله) خالد بن وليد را به سوى مردم بنى جذيمة گسيل داشت تا آنان را به دين اسلام دعوت كند و مخصوصا دستور داده با آنان كارزار ننمايد او بجاى آنكه حسب الامر رفتار كند مخالفت كرده و پيمان پيغمبر را ناچيز انگاشته و با دين خدا دشمنى كرده مسلمانان را از دم تيغ گذراند و رشته ايمانشان را گسست و در اين باره برويه جاهليت توجه كرده و راه كافران و دشمنان را پيمود و چنان در اين عمل ناپسند پافشارى كرد كه اسلام از كار او نفرت كرده و آنهائى را كه پيغمبر به آئين حق اسلام دعوت می كرد از آن حضرت رو گردان شدند و نزديك بود زحمات پيغمبر از بين برود و بند تدبير از همه طرف گسسته شود اينجا بود كه پيغمبر هر چه زودتر در صدد انديشه و تدبير برآمد و براى آنكه مفاسد مخالفان را اصلاح كند و رخنه‏ هائى كه بدست دشمنان پيدا شده مسدود بسازد اميرالمؤمنين (علیه السلام) را بفرمان خدا مأمور داشته تا از آنها دلجوئى كند و آتش خشمشان را فرونشاند و با آنان مدارا نمايد و ايشان را بار ديگر بر جاده ايمان پايدار بدارد و نيز فرمان داد تا خونبهاى كشتگان ايشان را بپردازد و دل اولياء دم را تسليت دهد.

امیرالمومنین (علیه السلام) چنانچه دستور داشت مأموريت خود را كاملا اجرا كرد و خشنودى خدا و رسول و خلق را بدست آورد و ما زاد از پولى كه بدستش مانده بود به آن ناتوانان كه از بى‏ كردارى خالد بستوه آمده بودند اعطا نمود و فرمود خونبهاى كشتگان شما را دادم و اضافه بر آن، پولهائى در اختيار شما گذاردم تا وارثان و بازماندگانتان بى‏ بهره نباشند تا خدا از رسولش راضى و شما هم از عنايتى كه حق تعالى نسبت بشما ارزانى داشته خشنود باشيد.

از آن طرف پيغمبر (صلی الله علیه واله) هم در مدينه از عمل ناشايسته خالد برائت جسته و اظهار نفرت كرد و نتيجه اظهار برائت پيغمبر و دلجوئى على (علیه السلام) كارى كرد كه مردم ستم ديده بار ديگر از دل و جان به اسلام و ايمان توجه كرده و بدين وسيله رشته دوستى برقرار و نهال ستم و فساد ريشه كن شد.

الإرشاد للمفيد / ترجمه ساعدى، ص48.


موضوعات مرتبط: اهل بیت علیه السلام
برچسب‌ها: ذاکرولایت110, امام علی ع
[ 93/02/12 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

خبر تأسف بار تخریب قبر عالم و فقیهی بزرگ در شهر مقدس قم و هتک حرمت به آن بزرگوار توسط شهرداری قم ، آن هم به بهانه ی زیباسازی شهری، باعث تأسف مراجع دینی، علما و متدینین گردیده است که به یکباره و سریع السیر تخریب شده است.

3_1397424525

قبر این عالم بزرگ مقابل حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و در پیاده رو جلوی پاساژ کویتی ها سالیان سال قرار داشت ولی روز گذشته در یک اقدام سریع السیر از سوی شهرداری قم تخریب و با پیاده رو همجوار شده است.

لازم به ذکر است، در زمان رژیم پهلوی که خیابان ارم در قم ساخته شد ، ناگهان کارگران به جسد سالمی مقابل قبرستان شیخان برخوردند که با رجوع به مرحوم حضرت آیت الله مرعشی نجفی نسابه بزرگ عالم اسلام نسب این عالم ربانی توسط معظم له تعیین و تایید گردید .

در آن زمان به پاس احترام مرجعیت و جنازه ای که سال ها سالم مانده بود، قرار شد سنگ قبر بلندتری از زمین برای ایشان درست کنند و تاکنون این سنگ قبر برای هر عابری قابل زیارت بود.

متأسفانه حرمت مزار این عالم ربانی توسط نیروهای شهرداری قم شکسته شده و بصورت سریع السیر مقبره این عالم را تخریب کردند .

1_1397424505

سنگ قبر این عالم ربانی که حدود یک متر از زمین بالاتر بود در پی غفلت مسئولان تخریب و مورد اهانت قرار گرفته است و با پیاده رو خیابان ارم قم در جوار حرم حضرت معصومه (س) یکسان شده است.

پس از تخریب و سیمان کشی و موزائیک کردن روی مقبره این عالم ربانی در خیابان ارم قم گلدان و شاخه گلی روی محل قبر قرار داده اند که بیشتر متدینین و مردم مذهبی و انقلابی قم را ناراحت کرده است.

در این خصوص دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی اطلاعیه ای صادر نمودند که در لینک زیر می توانید مشاهده نمایید:

http://www.saafi.org/fa/node/7510

از ناپدید شدن کعبه تا برچیدن دومین نماد مهدوی در قم

همچنین در روز 11 فروردین ماه امسال که سال فرهنگ نیز می باشد و باید کارهای فرهنگی انجام داد متاسفانه  ماکت کعبه در خیابان چهارمردان قم که سالها نماد این خیابان بود و به همت هیات ثارالله قم بنرهایی با محتوای فرهنگی بر روی آن نصب می شد به طور غیرمنتظره جه زیباسازی شهر از این خیابان جمع آوری کردند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000353/nf00353090-2.jpg

در ادامه این اقدامات دومین نماد مهدوی هم شبانه برچیده شد.

طاق نصرتی که تصویر آن در زیر آمده است یکی از برنامه های فرهنگی هیات منتظرالمهدی شهر مقدس قم می باشد که علاوه بر ذکر دعای شریف اللهم عجل لولیک الفرج اسامی مقدس ائمه اطهار را نمایش می داد.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000353/nf00353092-2.jpg


به به هردم ازاین باغ بری میرسد

تازه تر از تازه تری میرسد

[ 93/01/29 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی



%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d8%9f

در گذشته‌های نه چندان دور، کودک در خانواده به دنیا می‌آمد، تربیت و سپس وارد جامعه می‌شد. اما اکنون به دنیا می‌آید و وارد جامعه می‌شود و همه مدعی‌اند که بهترین راه تربیت او را می‌دانند!

قرآن کریم در‌حالی‌که تغییر وضعیت یک قوم و ملت را به تغییر درونی تک‌تک اعضای آن قوم و جامعه توسط خودشان وابسته کرده است، خانواده را به‌منزله واحدی تربیتی که در آن سرپرست خانواده مسئول تربیت و اعضای خانواده متربیان وی هستند‌، پذیرفته است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکمْ وَأَهْلِیکمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا؛ (‏تحریم: 6) «ای کسانی که ایمان آورده‏‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست، ‏حفظ کنید».

اما در جامعه امروز همه تلاش دارند آن چه را که می‌دانند و یا بهتر بگوییم می‌خواهند، به کودک منتقل کرده بر اساس آن بچه‌ها را تربیت کنند.
اکنون مهدهای کودک، مدارس، رسانه‌ها، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی دولتی و غیر دولتی، بازی‌های کمک آموزشی، اسباب بازی‌ها و حتی تبلیغات پوشک و پوشاک بچه‌ها نیز در تربیت کودک خود را مؤثر و فراتر از آن شریک می‌دانند.

اما این شرکای جدید تربیت کودک که هر روز هم بر تعداد آنها افزوده می‌شود قرار است محوریت و تمرکز تربیتی والدین را از آنها بگیرند؟ حضور شرکای تربیتی فرزندان در کنار پدرها و مادرها چه تأثیری بر والدین و فرزندان دارد؟
آغاز وظیفه مادری و پدری پیش از انعقاد نطفه

فراتر از تمام اصول روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و علوم تربیتی آکادمیک که در دنیا مطرح و آغاز تربیت کودک را از دوران کودکی می‌دانند، اسلام آغاز وظیفه مادری و پدری را از پیش از انعقاد نطفه عنوان می‌کند. بر همین اساس است که تصریح شده است در انتخاب همسر و سپس غذای حلال دقت کنید.
نبی مکرم اسلام (ص) فرموده‌اند: «برای نطفه‌های خویش بهترین را انتخاب کنید؛ زیرا اخلاق فرزندان ریشه در اخلاق گذشتگان دارد»: (کنز العمال، ج16). چنین احادیثی نشان می‌دهد که اسلام در مورد تربیت کودک، دوران قبل از ازدواج و ویژگی‌ زوجین را مد نظر قرار می‌دهد و شاید بتوان گفت این مرحله تربیتی که هنوز علم آکادمیک حرفی برای گفتن در خصوص آن ندارد، تنها مرحله تربیتی است که والدین در آن تنها هستند و شریکی برای آنها پیدا نشده است.

مصادقی برای بهره‌گیری نه گذر

در قرآن کریم، مسئله تربیت فرزند از سوی والدین به صورت مصداقی و در قالب داستان‌‌های انبیاء بیان شده است. از جمله در خصوص حضرت یعقوب و فرزندانش، حضرت نوح و فرزندش، حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل و لقمان حکیم و فرزندش که با بررسی این آیات می‌توان به وظایف والدین در خصوص نحوه و محتوای تربیتی فرزندان پی برد.

جایگاه آموزه‌های قرآن در تربیت فرزندان کجاست؟ خداوند در آیه 13 سوره لقمان می‌فرماید: «وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ؛ و [یاد کن] هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‌‏داد گفت اى پسرک من به خدا شرک میاور که به راستى شرک ستمى بزرگ است». همچنین در آیات بعد این سوره، لقمان در خطاب‌های تربیتی و آموزشی خود به فرزندش می‌گوید: پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد خداوند دقیق و آگاه است!(آیه 16)؛ پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصئبى که به تو مى‌‏رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است!(آیه 17)«(پسرم!) با بى‌‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد»(آیه 18)؛ «(پسرم!) در راه ‏رفتن، اعتدال را رعایت کن از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏‌ترین صداها صداى خران است.»(آیه 19). اما کدامیک از والدین ما با آگاهی از این آیات زیبا مفاهیم تربیتی اسلام را به فرزندان خود آموزش می‌دهند؟مادر، مادربزرگ یا مهدکودک؟ کودک که به دنیا می‌آید سه راه برای نگهداری وی وجود دارد. مادر، مادربزرگ (اعضای خانواده) یا مهدکودک. اما مهدهای کودک به بچه‌ها چه چیزی ارائه می‌کنند؟ نگاهی به برنامه‌های اعلام شده از سوی مسئولان مهدهای کودک نشان می‌دهد: کاردستی، بازی با لگو، نقاشی، موسیقی، زبان انگلیسی، آیه‌های قرآن، کامپیوتر، ورزش‌های مختلف، مفاهیم علوم ریاضی، آزمایشات علوم ریاضی و برنامه‌هایی از این قبیل محور آموزش در مهدهای کودک هستند. این محوریت بر مبنای هفت الی هشت کتاب آموزشی صورت می‌گیرد که انواع متنوعی از آنها در بازار وجود دارد و این مدیر مهدکودک است که تصمیم می‌گیرد مبنای آموزش بر اساس کدام  کتاب باشد. البته ناظران سازمان بهزیستی بر کتاب‌های آموزشی نظارت دارند و مجموعه کتاب‌های هفت جلدی ویژه‌ای نیز با محوریت آموزش بر مبنای آموزه‌های دینی منتشر شده است اما برخی از مدیران مهدهای کودک با افتخار از استفاده از کتاب‌های برابر اصل خارجی سخن می‌گویند.
بیائیم زندگی کودکانمان امروزمان را با بهره‌گیری از منبع غنی تربیتی و آموزه‌های اهل بیت(ع) سامان دهیم نه موارد و الگوهای آموزشی که امروز تایید و فردا تکذیب می‌شوند و مردم را به راه‌حل‌های جدیدتری ارجاع می‌دهند.
گاهی باید اندکی فکر کرد، دقیق‌تراندیشید، چرایی روند رویدادها را بررسی کرد؛ دستورات پرورشی به ظاهر جذاب، آکادمیک، برگرفته از تحقیقات علمی و نتیجه پژوهش‌های محققان بنام در دانشگاه‌هایی معروف چرا مدام در حال تغییر استراتژی ست، چرا امروز اینان یک نسخه‌ برای تربیت کودکان ما می‌پیچند که فردا منقضی شده است و ما را به تحقیق جدید دیگری حواله می‌دهند؟ آیا قرار نیست ما را از نسخه اصلی دور کنند؟

حسن ختام، سیره امام علی(ع) در گزینش مطالب عبرت‌آموز و اهتمام ایشان برای آموزش به فرزندشان است؛ باشد که الگویی فراموش‌نشدنی برای ما باشد.

 «گرچه عمر من همزمان با عمر گذشتگان نبوده است، در کارهای آنان نظر افکنده‏‌ام و در تاریخشان با دقت فکر و در آثارشان سیر کرده‌ام، تا جایی که از کثرت اطلاع، مانند یکی از آنان به‌حساب آمدم. اخباری که از گذشتگان دریافت داشته‏‌ام، به‌قدری مرا به ‌وضع آنان آگاه کرده است، که گویی خود شخصاً با اولین تا آخرینِ آنها زندگی کرده‌‏ام و جریان امورشان را از نزدیک دیده‌‏ام. بر اثر تعمق در تاریخ آنان، روشنی و تیرگی کارشان را شناختم و سود و زیان اعمالشان را تشخیص دادم. سپس مجموع اطلاعات تاریخی خود را غربال کردم؛ آنچه مفید و آموزنده بود در اختیار تو گذاردم و فقط مطالب زیبا و وقایع دلپذیر را برای تو برگزیدم و ذهنت را از قضایای مجهول و بی‌‌‏فایده که اثر علمی و عملی ندارد، برکنار نگاه داشتم.»(نامه 31 نهج البلاغه)




موضوعات مرتبط: خانواده
[ 93/01/27 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

انتخاب با من و شما .....!!
[ 93/01/24 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی




آیا تاکنون این آیه را حداقل یک‌بار با تأمل خوانده‌اید؟ آیا لحظه‌‌ای با خود اندیشیده‌اید، این «شما» در آیه «هیچ یک از شما نیست که وارد جهنم نشود» «شما» را هم در بر می‌گیرد؟ 
به ادامه مطلب رجوع شود...



موضوعات مرتبط: قرآن کریم
برچسب‌ها: ذاکرولایت110
|لطفا کلیک نماییدادامه مطلب
[ 93/01/23 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی



http://shomalefarda.com/images/stories/news/8882701349148362.jpg
یک مشکل امنیتی بزرگ در OpenSSL به نام Heartbleed اخیراً جنجال زیادی به پا کرده و نگرانی‌های زیادی را به وجود آورده است. برای آنکه مطمئن شوید حساب‌های کاربریتان ایمن هستند بهتر است پسورد این سایت‌ها را این هفته تغییر دهید.
به ادامه مطلب رجوع شود...



موضوعات مرتبط: امنیت در فضای مجازی
برچسب‌ها: ذاکرولایت110, هشدار, فناوری اطلاعات
|لطفا کلیک نماییدادامه مطلب
[ 93/01/23 ] [ ] [ محب علی ع ]

 وب نوشته های امیرمحسن سلطان احمدی

.: Weblog Themes By وبلاگستان :.

درباره

السلام علیک یا امیرالمومنین ع

ذاکرولایت110سال1385درفضای مجازی
فعالیتش را آغاز نمود.

ذاکرولایت110عضو مجمع وبلاگ نویسان
عضوراستشهادیون،
عضورگردان حضرت ابالفضل ع
مدیر گروه اخلاق و فرق ضاله پاونا
مدیرپایگاه تحلیلی تخصصی منهاج فردوسیان

تا آخرین قطره خونم در دفاع و تبلیغ از اسلام ناب محمدی تشیع جان ناقابلم را نثار می نمایم.


◄ذاکرولایت110◄آماده تبادل لینک با تمام وب های ارزشی و ولایی است.